حجاب در دین یهود

 

رعايت عفت و حجاب توسط زنان انبياء و بزرگان بني اسرائيل در تورات كنوني و تلمود كاملا مشهود است ، به طوري كه عدم رعايت عفت را يكي از علل نزول عذاب الهي بر بني اسرائيل دانسته اند . رواج حجاب در ميان بانوان يهودي در طول تاريخ مورد تاييد همه مورخان مي باشد . طبق قوانين يهود عدم رعايت عفت عمومي داراي مجازات بوده و حجاب از ضروريات زندگي زنان ، خصوصا زنان متاهل است.

پس از رنسانس ، تحولات اجتماعي اروپا و ايجاد فضاي دين گريزي در غرب ، شعائر ديني از جمله سنت رعايت پوشش عفيفانه رو به ضعف نهاد و بعضي از زنان يهودي تحت تاثير فضاي اجتماعي دوران تجدد ، بعضا حجاب خود را كنار گذاشته و يا مانند فرقه حسيديم از كلاه گيس به عنوان شكلي از پوشش سر استفاده كردند

در نقل ماجراي ازدواج اسحاق ( پسر ابراهيم ( ع )) با رفقه در تورات آمده است:

رفقه چشمان خود را بلند كرد اسحاق را ديد و از اشتر فرود آمد زيرا كه ازخادم پرسيد : اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مي آيد و خادم گفت : آقاي من است . پس برقع ( روبند ) خود را گرفته خود را پوشانيد.

زن صالحه را كسيست كه پيدا تواند كرد . قيمت او از لعل گران تر است . دل شوهر به او اعتماد دارد ...... برايش تمامي روزهاي عمر خود خوبي خواهد كرد نه بدي ........ تو (اي زن صالحه ) بر جميع ايشان برتري داري . جمال فريبنده و زيبايي باطل است . اما زني كه از خداوند مي ترسد

ممدوح خواهد شد.

ادامه دارد....

مقام زن در دین یهود

مقام زن در دین یهود

همانطورکه قبلا اشاره کردیم، بر اینکه مطالب ارائه شده از کتاب مقدس یهودیان مورد قبول مسیحیان هم می باشد از اینرو مطالب زیر در استدلال بر هر دو دین بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد.

ما با رجوع به منابع معتبر مدعیان دروغین حقوق بشر و حمایت از زنان و آزادی زنان در جامعه بشری به راحتی می توانیم به کذب بودن مطالب پی ببریم، و با مقایسه آن با منابع اسلامی و شیعی به عکس قضیه مورد ادعای خواهیم رسید لطفا به برخی از این موارد توجه فرمائید:

در کتاب تورات در مورد بد گمانی مرد نسبت به زنش اینگونه می خوانیم:

ادامه نوشته

وضعیت حجاب و پوشش در شریعت زرتشت

وضعیت حجاب و پوشش در شریعت زرتشت

همانطور که قبلا هم گفتیم حجاب و پوشش در قبل از دین زرتشت و قبل از ظهور زرتشت طبق نصوص تاریخی در ایران باستان وجود داشته است، بطوریکه «آشو زرتشت» با توصيه ها و اندرزهاي خود، كوشيده است تا پايه هاي حجابي را كه زنان ايراني به عنوان يك فرهنگ ملي در ظاهر عرف خود رعايت مي كنند، در عمق روح آنان مستحكم نمايد، برای روشن تر شدن این مساله به قسمتهائی از پندها و اندرزهایي كه «آشو زرتشت» به پيروان خود توصيه نموده را نقل مي كنيم، تا اين اقدام مهم «آشو زرتشت» بهتر نمايان گردد:

او مي فرمايد:

اي نوعروسان و دامادان! روي سخنم با شماست. به اندرزم گوش دهيد و گفتارم را به خاطر بسپاريد و با غيرت، در پي زندگاني پاك منشي برآييد. هر يك از شما بايد در كردار نيك و مهرورزي، بر ديگري پيشدستي جويد تا آن زندگاني مقدس زناشویي، با خوشي و خرمي همراه باشد.[1]

و

اي مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروي كنيد. هيچ گاه گرد دروغ و خوشي هاي زودگذري كه تباه كننده زندگي اند، نگرديد، زيرا لذتي كه با بدنامي و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده اي است كه با شيریني در آميخته و همانند خودش دوزخي است. با اين گونه كارها زندگاني گيتي خود را تباه مسازيد.

بر اساس آموزه‏هاى دينى، يك زرتشتى مؤمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان دورى جويد و حتى از به كارگيرى چنين مردانى خوددارى كند . در اندرز «آذربادماراسپند» مؤبد موبدان آمده است: مرد بدچشم را به معاونت‏خود قبول مكن.[2]

 پوشش موى سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانيان نيز ادامه يافته است . به اين نمونه بنگريد: پس از فتح ايران، هنگامى كه سه تن از دختران كسرى، شاهنشاه ساسانى را براى عمر آوردند، شاهزادگان ايرانى همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند . عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گيرند تا خريداران پس از نگاه، پول بيشترى مبذول دارند . دوشيزگان ايرانى خوددارى كردند و به سينه مامور اجراى حكم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند . عمر بسيار خشمناك شد; ولى امام على (ع) او را به مدارا و تكريم آنان توصيه فرمود.[3]

و در كتاب «وندي داد» اين جمله به طور مكرر آمده است: «كلام ايزدي است كه كردار زشت را نابود مي كند: از تو- اي مرد! – خواهش مي كنم پيدايش و فزوني را پاك و پاكيزه ساز! از تو- اي زن! خواهش مي كنم تن و نيرو را پاك و پاكيزه ساز! آرزو دارم صاحب فرزند باشي و شير تو فراوان شود!»



[1] يسنا، ص‏53، پندهاى 5 - 8; به نقل از: آموزشهاى زرتشت پيامبر ايران; رستم شهرزادى، آموزش گات‏ها، انجمن زرتشتيان، آبان 67

[2] سالنماى 1372، چاپ انجمن زرتشتيان تهران، ص‏10

[3] وشنوه‏اى، حجاب در اسلام، ص‏59، به نقل از السيرة الحلبيه، ج‏2، ص‏49

احكام حقوقى زن و مرد در آئين زرتشت

احكام حقوقى زن و مرد در آئين زرتشت

در اين آئين ، مردان بر اموال زنان ولايت داشتند. زن بدون اجازه همسر خود حق دخالت و تصرف در اموال خود را نداشت . به موجب قانون زناشوئى ، شوهر فقط شخصيت حقوقى داشت و با سند قانونى مى توانست همسر خود را شريك در اموال نمايد. در اين صورت ، زن حق هر گونه تصرف در اموال همسر را داشت . هر گاه شوهرى به زن خود مى گفت :: از اين لحظه تو آزاد و صاحب اختيار خودت هستى ، اين زن از نزد شوهر رانده نمى شد و اجازه داشت كه به عنوان زن خدمتكار يا ((چاكرزن )) شوهر ديگى اختيار كند و فرزندانى كه از ازدواج جديد در حيات شوهر اولش بوجود مى آورد، از آن شوهر اولش بود. شوهر حق داشت يگانه زن يا يكى از زنانش و حتى زن ممتازش را به مرد ديگرى عاريه بدهد تا اين مرد از خدمات آن زن استفاده كند. در اين عاريه دادن ، رضايت زن شرط نبود. فرزندانى كه در اين ازدواج متولد مى شدند، متعلق به خانواده شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب مى شدند. اين اعمال را از كارهاى خير مى دانستند و آن را كمك به يك هم دين تنگدست مى خواندند.

اگر مردى از دنيا برود و فرزند ذكورى نداشته باشد و زنى داشته باشد، بايد آن زن را در اختيار نزديكترين خويشاوندان متوفى قرار دهند و اگر زن نداشته باشد، دختر او را به نزديكترين بستگان او بدهند. و اگر زن و دخترى نداشت ، از اموال شخص متوفى زنى را جهيزيه داده و به يكى از مردان خويشاوند ميت بدهند. فرزند ذكورى كه از اين ازدواج حاصل آيد، متعلق به مرد متوفى است . غفلت از اين امر كه يك تكليف است ، به معناى قتل نفوس بسيار است . يعنى كه اجاق ميت براى هميشه خاموش ‍است.[1]



[1] تاریخ ادیان و مذاهب جهان ج 1 /عبدالله مبلغی به نقل از اردشير آذرگشسب / آئين زناشوئى زرتشتى 22 29 و34- 31 -

حجاب در ایران باستان

نخستين مردمانی كه پا به ايران نهادنند، آريايى‏ها بودند . آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارس‏ها» تقسيم مى‏شدند . با اتحاد مادها، دولت «ماد» تشكيل شد، پس از مدتى پارس‏ها توانستند دولت ماد را از بين ببرند و با سقوط مادها و روی کارآمدن پارسها، سلسله‏هاى هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان توسط پارسها بنيانگذارى شد. پژوهش‏ها نشان مى‏دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراى حجاب كاملى، شامل پيراهن بلند چين‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلى بلند بر روى لباس‏ها بوده‏اند.[1] اين حجاب در دوران سلسله‏هاى مختلف پارس‏ها نيز معمول بوده است.[2] بنابر اين، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايرانى از حجابى كامل برخوردار بوده‏اند . برابر متون تاريخى، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر ايج‏بوده است و زنان هر چند با آزادى در محيط بيرون خانه رفت و آمد مى‏كردند و همپاى مردان به كار مى‏پرداختند، ولى اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاى فسادانگيز همراه بوده است .

ادامه نوشته

حجاب عنصر مشترک بین ادیان الهی

حجاب عنصر مشترک بین ادیان الهی

معمولا حجاب را يكي از احكام برجسته اسلامي مي دانند كه البته در قرآن كريم رباني نيز به صراحت در سوره احزاب و نور از آن ياد شده است و براين اساس در تمامي تبليغات و تهاجمات فرهنگي- رواني غرب، حجاب را با پوشش اسلامي و حتي چادر برابر مي دانند!!

ادامه نوشته

عرفان کیهانی یا حلقه یا فرادرمانی

 

یکی از کاربران در قسمت کابالیسم از عرفان کیهانی (حلقه) سوال کردند، بنده هم به تناسب اهمیت بحث تصمیم گرفتم جواب ایشان را در قسمت اصلی وبلاگ بگذارم.

لازم به ذکر است که بنده هیچگونه اتهامی به بنیانگذار عرفان حلقه نمی زنم و برداشت بنده بر این است که ایشان به دلیل عدم برخورداری از تخصص در حوزه دین و روایات و فقه و اصول و مبانی فقیهی و اعتقادی شیعه دچار نوعی اشتباه و خلط شدند وامیدوارم نیت ایشان بر حسب حسن نیت باشد نه غیر آن.

واما شما دوست عزیز ، بهتر است اعتقادات خود را برحسب عقل واندیشه از علماء دین بگیرید واگر هم اشکالی از پای منابر و یا کتب در شما شکل گرفت از متخصصین در این حوزه مشورت کنید چراکه ما براین اعتقادیم که دین مبین اسلام جامعترین و کاملترین ادیان الهی است و هیچ مساله لاینحلی در آن وجود ندارد که فقها از آن به مسائل مستحدثه نام می برند. حال سوال این است که آیا عقل شما حکم می کند دین اسلام و حل غوامض آن را از علمائی که سالها در کتب روائی استخوان خورد کردند بگری یا از افرادی که زحمت بس کمتر کشیدند . اگرچه صِرف صَرف وقت ما را به آن مجاب نمی کند ولی با مطالعه احوالات علمای دین به عمق علمی اینان پی می بریم.

بنده قصد نقد حلقه را ندارم چراکه نقدهای بسیاری بر آن نگاشته شده است ولی برای اینکه خالی از عریضه نباشیم مطلبی را ارائه می کنم. ناگفته نماند که حلقه مشکل ظاهری با شیعه ندارد و تعرض اساسی و اختلاف برانگیزی که آن را به دشمن تبدیل کرد وجود ندارد ولی همین اشکالات در نوشته ها و اصول ارائه شده از جانب آنها می تواند باعث انحراف در مریدان آن شود لذا توصیه موکد بر این است که در این گونه مسائل به علمای دین رجوع کنید نه افرادی که حتی حاضر به حفظ ظاهر اسلامی خود نیستند.

سوال فرمودید از انتساب عرفان کیهانی به کابالا و عرفان صهیونیستی؟ صد البته مراد قائلین به آن، اشتراک در ایدئولوژی نیست بلکه مرادشان اشتراک ایندو در نتیجه حاصله وهدف پایانی است که هردو در پی جذب حداکثری از انسانها از هرنوع عقیده و گرایشی هستند همانطورکه کابالیسم در اندیشه جذب افراد غیر یهود است عرفان حلقه هم در اندیشه بسط عرفان ایرانی در تمام جهان و جذب افراد از هر عقیده حول محور عرفان کیهانی یا حلقه است

در کتاب عرفان کیهانی آمده است:

عرفان كيهاني (حلقه) نو عي سير و سلوك عرفاني است، كه مباحث عرفاني را مورد بررسي نظري و عملي قرار مي دهد؛ و از آن جا كه انسان شمول است، در اين راستا، همه ي تلا ش ها براي نزديكي انسا ن ها به يكديگر صورت گرفته، از هر عاملي كه باعث جدايي انسا نها و ايجاد تفرقه بين آن ها مي شود، اجتناب به عمل مي آيد[1]

این یعنی فقط و فقط جاذبه، یعنی جذب حداکثری از هر عقیده ای، یعنی کابالیسم

آقای طاهری در کتاب عرفان کیهانی در صفحه 140 می نویسد:

عبادت، يعني عبد بودن و به جا آوردن رسالت بندگي. عبادت بر دو نوع است: عبادت نظري و عبادت عملي. عبادت نظري، ارتباط كلامي با خداوند و عبادت عملي در خدمت خداوند بودن است و چون او بي نياز از هر عمل ما مي‌باشد، از اين رو خدمت ما صرفاً مي‌تواند معطوف به تجليات او شود. در نتيجه، عبادت عملي در خدمت جهان هستي بودن است؛ يعني خدمت به انسان، طبيعت و....

 در اینکه می گوید: عبادت، يعني عبد بودن و به جا آوردن رسالت بندگي. عبادت بر دو نوع است: عبادت نظري و عبادت عملي. عبادت نظري، ارتباط كلامي با خداوند و عبادت عملي در خدمت خداوند بودن است، تا اینجا درست ولی در ادامه دچار افراط و یا دچار افکار کابالیسم شده است. از کجا می گوئید که چون خداوند بي نياز از هر عمل ما مي‌باشد پس خدمت ما صرفا می تواند معطوف به تجلیات او باشد ونتیجتا هم عبادت عملی را منحصر در خدمت به جهان هستی می کنید درست است که خداوند بی نیاز از ماست ولی این دلیل نمی شود که مابرای خداوند کاری نکنیم، ما می توانیم برای رضای او در اشاعه دین او سعی کنیم واین هم عبادت عملی ماست برای خداوند با اینکه او نیازی به ما ندارد.

واما اشکال اساسی تر که عرفان حلقه را شبیه به کابالیسم می کند در این این قسمت نهفته است که:  در نتيجه، عبادت عملي در خدمت جهان هستي بودن است؛ يعني خدمت به انسان، طبيعت و....

مرادتان از خدمت به انسان یعنی چه؟ مرادتان از انسان چیست؟ آیا فرقی هم در نوع خدمت به انواع انسانها در عقیده قائل هستید؟

آقای طاهری دراین عبارت در پی جذب حداکثری افراد با هر عقیده ای است، این یعنی کابالا. دین مبین اسلام هم اعتقاد به کمک و خدمت به هم نوعان دارد ولی در این میان ، هم از طرفی میان دوست و دشمن خوب و بد تفاوت قائل است و هم در نوع خدمت. یقینا خداوند ان کمک و خدمتی را که از ما در مقابل مسلمین و محبین ائمه معصومین انتظار دارد در مقابل دیگران ، خصوصا دشمنان دین خدا ندارد  ولی نویسند و تئوریسین فوق هیچگونه تفاوتی قائل نیست و همه انسانها را به دید واحد می نگرد این یعنی افراط در جاذبه. در جهان هستی هیچ چیز بدون دافعه نیست، مگر خداوند علاوه بر جاذبه دافعه ندارد ( آیات داله بر عذاب) ، مگر رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین و سایر ائمه علاوه بر جاذبه دافعه نداشتند؟

 واما اشکال دیگر اینکه نويسنده در اصل 59 مي‌گويد

انسان نمي تواند عاشق خدا شود، زيرا انسان از هيچ طريقي قادر به فهم او نيست و در حقيقت خدا عاشق انسان مي‌شود و انسان معشوق مي‌باشد و مشمول عشق الهي.

عشق به معناي علاقه و محبت شديد است. چگونه نمي‌توان عاشق خدا شد درحالیکه خداوند در قرآن کریم بدان اشاره فرمودند لذا اين مطلب هم مثل بسیاری از عبارات با آيات قرآن سازگاري ندارد آنجا که می فرماید:

وَالذِينَ آمَنُوا أشَدُّ حُبًّا لِلهِ...

آنها كه ايمان دارند عشقشان به خدا (از مشركان نسبت به معبودهاشان) شديدتر است

 



[1] عرفان کیهانی ص60

فطری بودن پوشش

فطری بودن پوشش

حجاب و پوشش انسانها در تمام ادیان و مذاهب جهان، دارای جایگاه خاصی است و یکی از دلایل اساسی بر این مطلب این است که حجاب و عفاف، یک امر فطری و ذاتی می باشد. داستان حضرت آدم و حوا نیز موید فطری بودن پوشش و حجاب است. ما این داستان را از دو منظر یعنی از منظر کتاب تورات (کتاب مقدس یهودیان که برای مسیحیان نیز مقدس است) و از منظر کتاب قرآن (که کتاب مقدس مسلمانان است) مورد برسی قرار می دهیم :

الف): در عهد قدیم (کتاب تورات) می خوانیم: «و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر، خوش نما و درختی دلپذیر و دانش افزا، پس، از میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریان اند، پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتنن ساختند ...». بعد ادامه می دهد: «و آدم، زن خود را حوا نام نهاد، زیرا که او مادر جمیع زندگان است و خداوند رخت ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید». [1]

طبق متن فوق از کتاب تورات، آدم و حوا قبل خوردن از شجره ممنوعه دارای لباسی نبودند و بعد از خوردن از شجره ممنوعه چشمشان باز شد و بمحض اینکه فهمیدند عریان اند خود را با برگ درختان بهشتی پوشاندند و بعدا خداوند لباسی از پوست به ایشان ارزانی داشت.

ب): در قرآن کریم نیز در مورد داستان حضرت آدم علیه السلام و حوا چنین آمده است: «فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة؛ آن گاه که آدم و حوا از درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست داده (عورتشان آشکار گردید) و به سرعت، با برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند»[2]

طبق آیات شریفه از قرآن کریم، حضرت آدم و حوا قبل از چشیدن میوه از شجره ممنوعه دارای لباس بوده اند، اما با خوردن از آن درخت ممنوعه لباس خود را از دست دادند که بمحض آگاهی از عریان بودن، به پوشاندن خود اقدام نمودند. به هر حال، مطابق هر دو نقل،حضرت آدم و حواء بمحض اطلاع از برهنگی، بلافاصله خود را با برگهای درختان بهشتی پوشاندند. این احساس شرم از برهنگی حتی بدون حضور ناظر بیگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگ ها (هرچند به طور موقت)، از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانی از جانب خداوند یا فرشته وحی و یا تذکر هریک به دیگری صورت گرفته است، بیانگر فطری بودن پوشش در انسان است و ثابت می کند که لباس و پوشش، به تدریج و بر اثر تمدن ها ایجاد نشده است، بلکه انسان های نخستین، یا به تعبیر بهتر، نخستین انسان ها، به طور فطری بدان گرایش داشته اند.

یکی از ادله دیگر فطری بودن پوشش و قدمت حجاب، لباس ملی کشورها است. ما با نگاه به لباس ملی کشورهای گوناگون به وضوح به این مساله پی خواهیم برد كه حجاب در ميان اكثر ملت هاي جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب يا ملت خاصي نداشته است



[1] (تورات، سفر پیدایش، باب 3، آیات 8-6 و 21-20)

[2] سوره اعراف/ آیه 22

قوه شرم و حیا در انسان


قوه شرم و حیا در انسان

چنانكه می‏دانيم در ميان حيوانات هيچگونه حريمی ميان جنس نر و جنس ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با يكديگر معاشرت می‏كنند . قاعده اولی طبيعی اين است كه افراد انسان نيز چنين باشند . چه موجبی سبب شده كه ميان جنس زن و مرد حريم و حائلی به صورت پوشيدگی زن يا به صورت ديگر به وجود آيد ؟ اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسی جای چنين سؤالی هست.

درباره حيا و عفاف نيز همين پرسش هست . حيوانات در مسائل جنسی احساس شرم نمی‏كنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حيا و شرم وجود دارد.
آيا اسلام طرفدار پرده نشينی زن است همچنانكه لغت " حجاب " بر اين معنی دلالت می‏كند ، يا اسلام طرفدار اين است كه زن در حضور مرد بيگانه بدن خود را بپوشاند بدون آنكه مجبور باشد از اجتماع كناره‏گيری كند ؟ و در صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آيا چهره و دو دست تا مچ نيز بايد پوشيده شود يا ماورای چهره و دو دست بايد پوشيده شود اما چهره و دو دست تا مچ پوشيدنش لازم نيست ؟ و در هر حال ، آيا در اسلام مسأله‏ای به نام حريم عفاف " وجود دارد يا نه پرده نشينی " و " محبوسيت " و نه " اختلاط " باشد وجود دارد يا خير
یعنی آیا در اسلام مسأله سومی که نه ؟ و به عبارت دیگر آیا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است یا نه؟
[1]

اینها سوالاتی هستند که باید به آنها پاسخ داده شود. انشاءالله تعالی

به نظر مي‎رسد كه عامل اصلي گرايش انسان‎ها، مخصوصاً زنان، به حجاب و پوشش، تأمين يك نياز فطري و دروني به نام حيا و شرم است.

شرم، يكي از صفات مخصوص انسان است؛ و انسان تنها حيواني است كه اصرار دارد، دست كم، بعضي از اندام‎هاي خود را بپوشاند. پروفسور اسوالد شوارتز، طبيب و روان‌شناس اتريشي، در كتاب روان‌شناسي جنسي درباره‌ي احساس شرم در انسان‎ها مي‎نويسد:

علاوه بر مردم‌شناسي، تجزيه و تحليل روان‌شناسي نيز ثابت مي‎كند كه احساس شرم، يكي از صفات عمده‌ي نوع بشر است. هيچ قبيله‌ي اوليه‎اي، هر قدر هم بدوي بوده باشد، شناخته نشده است كه از خود، شرم بروز ندهد و بچه‎هاي كوچك نيز شرم دارند. در طي دوران رشد بشر و هم‌چنين در خلال رشد افراد، بر وسعت موضوعاتي كه مورد حمايت شرم قرار مي‎گيرند افزوده مي‎شود. حمايت، وظيفه‌ي مخصوصي است كه به عهده‌ي شرم گذارده شده است. كاملاً معلوم است كه شرم، قبل از همه چيز از اعضاي تناسلي و وظايف آنها حمايت مي‎كند… ادعاي پيش‌رفت و مدرنيزم خرقه‎اي بر تن بي‎خبري از ارزش‌هاي اساسي است؛ و شرم، نخستين قرباني اين گمراهي اخلاقي است؛ مثلاً نهضت اعتقاد به لختي، نمونه‌ي وحشتناكي از اين ادعاست.[2]

چارلى كه در آوريل 1889 در لندن به دنيا آمد، يكى از كمدين هاى مشهور جهان است .
در نامه اى به دخترش مى گويد:
برهنگى بيمارى عصر ماست و من پيرم شايد حرفهاى خنده آور مى زنم ، امابه گمان من تن عريان تو بايد مال كسى باشد كه روح عريانش را دوست دارى.
[3]

ویل دورانت می گوید: " امروز لباسهای سنگین فشارآور که مانند موانعی بودند از میان رفته اند و دختر امروز خود را با جسارت تمام از دست لباسهای محترمانه ای که مانع حمل بود رهانیده است، دامنهای کوتاه بر همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است و تنها عیبشان این است که قدرت تخیل مردان را ضعیف تر می کند و شاید اگر مردان قوه تخیل نداشته باشند زنان نیز زیبا نباشند! " [4]



[1] مساله حجاب شهید مطهری ص 17 - 18

[2] حجاب شناسی تالیف حسین مهدی زاده فصل اول بحث فطری بودن حجاب{به نقل از غلامعلي حداد عادل، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، ص 68.}

[3] داستانهايى از پوشش و حجاب

[4] زناشویی و اخلاق، صفحه 165

ادامه بحث حجاب

مفهوم اصطلاحی حجاب

استعمال کلمه حجاب در مورد زنان، اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه ی «ستر» که به معنی پوشش است به کار می رفته است. فقها چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند، کلمه ی ستر را به کار برده اند نه کلمه ی حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه پوشش را به کار می بردیم. زیرا چنان که گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود ، به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.

آیات مربوطه همین معنی را ذکر می کنند و فتوای فقها هم موید همین مطلب است... در آیات مربوطه لغت حجاب به کار نرفته است. آیاتی که در این باره هست، چه در سوره ی مبارکه نور و چه در سوره ی مبارکه احزاب، حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است، بدون آن که کلمه حجاب را به کار برده باشد[1].

پيشينه‌ي حجاب

پيشينه‌ي حجاب و پوشش انسان به اندازه‌ي تاريخ آفرينش اوست. یعنی پیشینه حجاب به زمان آفرینش حضرت آدم و حوا بر می گردد

در آن زمان که آدم حوا از میوه ممنوعه خوردند و خود را عریان دیدند ، بطور فطری و غریزی سعی در پوشاندن خود بوسیله برگ درخت کردند.

خانواده اصیل ترین نهاد اجتماعی است که از سوی ادیان الهی مورد اهتمام واقع شده و بخش قابل توجهی از آموزه ها و تعالیم دینی را به خود اختصاص داده است . خانواده در نگاه قرآن ، برپایه مودت و رحمت میان زوجین استوار است و قرآن به منظور حصول مودت و رحمت وبا توجه به هویت انسانی مشترک زن و مرد ونیز توجه به تفاوت های طبیعی و تکوینی میان آن دو نظام ارتباطی و حقوقی خاصی را میان زوجین تاسیس کرده است .

علیرغم آموزه های صریح قرآن کریم در پاسداشت شخصیت انسانی و حقوقی زن و تصریح بر تمایز جنسیتی زن و مرد در برخی تعالیم کتاب مقدس ، تاثیر پذیری مسلمانان از منابع غیر دینی و درک سطحی از منابع دینی اصیل ، به برخی سوء برداشتها در ارتباط با شخصیت انسانی زن و جایگاه والای او در نظام آفرینش و بالتبع در خانواده منجر شده است .

لزوم پوشيدگی زن در برابر مرد بيگانه يكی از مسائل مهم اسلامی است . درخود قرآن كريم درباره اين مطلب تصريح شده است[2] . عليهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامی نمی‏توان ترديد كرد پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه يكی از مظاهر لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبی است ، همچنانكه عدم جواز خلوت ميان اجنبی و اجنبيه يكی ديگراز مظاهر آن است

دلیل دیگر بر قدمت بسیار طولانی حجاب و پوشش، نصوص تاریخی نویسندگان معتبر جهان در این مورد است:

در كتاب تاريخ تمدن راجع به يهوديان آمده:" اگر زني قانون يهود را نقض مي كرد، مثلا بي آنكه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي رفت و يا در خيابان نخ مي ريسيد و يا با هر سنخي از مردان درد دل مي كرد و يا صدايش آنقدر بلند بود كه وقتي در خانه اش صحبت مي كرد، همسايگان مي توانستند صدايش را بشنوند، در اين صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد."

نقش برجسته های معبدهای کارنالوس در موزه ی بریتانیا، کتیبه ی معبد زئوس در موزه ی برلین و مجسمه اونارلس در موزه ی ناپل نشان دهنده پوشش زنان آن دوره می باشد. مجسمه های زنان در این موزه ها از پوشش کامل برخوردارند و پیشینه برخی از آن ها به سه هزار سال پیش از میلاد می رسد.[3]

سه هزار سال قبل از میلاد، نقاش مصری تصویری کشیده است که دختران، تمام بدن و پسران, نیمه ی پایین بدن خود را پوشانده اند.[4] بدين ترتيب معلوم مي شود كه حجاب در ميان قوم يهود با قوانين سختتري وجود داشته است و نمي توان گفت كه حجاب فقط در دين اسلام لازم بوده است.



[1] شهید مطهری (مساله حجاب ص 79-80)

[2] قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ  و   قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ

[3] ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 6 ، تصاوير ضمیمه

[4] المنجد فی الاعلام، ص 423

مفهوم لغوی

مفهوم لغوی

حجاب در لغت به معنای ،در پرده کردن، بازداشتن و روگیری[1] و در برخی از کتب لغت دیگر[2] به معنای پرده ، روپوش، نقاب، پوشانیدن و نگهداشتن نیز آمده است.

کلمه ی حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده ي حاجب، بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوشش، حجاب نیست. آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.[3]

واژه ی حجاب چندین بار در قرآن به کار رفته است و در همه ی موارد به معنای حاجز  ومانع حایل و پرده بکار رفته است[4]:

1:حتی تورات با لحجاب[5] در داستان حضرت سلیمان هنگام غروب خورشید: گفت من این اسبان را به خاطر پروردگارم دوست می دارم( و می خواهم از آن ها در جهاد استفاده کنم ، او به آن ها نگاه می کرد) تا از دیدگانش پنهان شدند.

2:اذا سئلتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب [6] درباره ی همسران پیامبر (ص): ... و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را ( به عنوان عاریت) از آنان [ همسران پیامبر] می خواهید، از پشت پرده بخواهید..

3:و من بینناء و بینک حجاب[7] درباره مشرکان از قول آنها.آن ها گفتند: قلب های ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت می کنی در پوشش هایی قرار گرفته و در گوش های ما سنگینی است و میان ما و تو حجابی وجود دارد؛ پس تو کار خودرا بکن و ما هم کار خود را   می کنیم.

4:فاتخذت من دونهم حجابا [8] درباره حضرت مریم: ... و میان ما خود و آنان حجابی افکند. در این هنگام ، ما روح خود را به سوی او فرستادیم...

5:وما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب[9] و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید. مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می فرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد وحی می کند؛ چرا که او بلند مقام و حکیم است.



[1] لغتنامه دهخدا(از کلمه حجاب)

[2] لغتنامه المنجد (زیر شاخه کلمه حجب)

[3] شهید مرتضی مطهری،کتاب مساله حجاب ص 78 و مجموعه آثار، ج 19 ، ص 386 و 391

[4] حجاب شناسی (حسین مهدی زاده) فصل اول  در پاورقی سوال اول

[5] (سوره ی  ص – آیه ی 32)

[6] (سوره ی احزاب، آیه ی 54)

[7] (سوره ی فصلت – آیه ی 5)

[8] (سوره ی مریم، آیه ی 17)

[9] (سوره شوری، آیه 51)

حجاب در ادیان الهی

  يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سوْآتكُم وَ ريشاً وَ لباس التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُون[1]َ

ای فرزند آدم برای شما لباسی فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شماست و لباس تقوی بهترین است. اين از آيات خداست؛ باشد كه متذكر شده، پند گيرند. اي فرزندان آدم، مبادا شيطان شما را فريب دهد، چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد. پوشش از تن آنان بركند و قبايح آنان را در نظرشان پديدار نمود؛ همانا كه شيطان و بستگانش شما را می بینند در صورتی که شما آنها را نمی بینید.ما شیطان را دوستداران آنان که ایمان نمی آورند قرار دادیم.

                                                                                                         

ادامه نوشته

دو روایت زیبا

امام صادق‏عليه السّلام مى‏فرمايد:

(...ألاتعلم أن من انتظر أمرنا و صبر على ما يرى من الأذى و الخوف، هو غدا فى زمرتنا )

(آيا نمى‏دانى كه هر كس چشم به راه دولت ما باشد و بر ترسها و اذّيتها

كه مى‏بيند، صبر پيشه كند، فردا در جمع ما خواهد بود)

كافى، ج 8ص 36ح 7

اميرمؤمنان على‏عليه السّلام مى‏فرمايد:

(إنتظروا الفرج و لا تيأسوا من رَوْح اللّه فإنّ احبّ الأعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج )

(منتظر فرج باشيد و از رحمت خداوند نوميد مباشيد كه بهترين

اعمال نزد خداوند عزّوجلّ انتظار فرج است)

بحار الانوار، ج 52ص 123 

اين بود بررسي اجمالي ودر حد توان اينجانب ازمساله مهم و به روز مهدويت در اديان زنده دنيا ،انشاءالله براي خوانندگان عزيز مفيد ومقبول واقع شود.

اگرچه بررسي مساله مهدويت در اين مرقومه در چهاردين مسيحيت ويهود وزرتشت واسلام بوده است ولي بحث اصلي در ايم موضوع فراترازاين حرفهاست،کمترديني در جهان اعم از الهي وغير الهي ،ابراهيمي وغير ابراهيمي ،پرطرفداروکم طرفداريافت مي شود که به موضوع مهدويت ومنجي اخرالزمان نپرداخته باشد.

درپايان نوشته خودرا با دو روايت از حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام در مورد برخورد اقا امام زمان بايهود ونصاري وسرنوشت يهوديان واعراب بيان مي کنم ،اميدوارم  که بتوانيم با بهره گيري از اين روايات دردين و ايمان به مهدويت بيش از پيش راسختر ومحکمتر باشيم انشاءالله


عصر ظهور و علائم ظهور

ادامه مطالب قبل

در اين قسمت بيشتر علائم را در ضمن يک روايت بسيار زيبا از نبي مکرم اسلام ص خدمت شما عرض مي کنم:

 امام صادق عليه السّلام از وجود مبارك رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره مقام منتظران ظهور و علاقه مندان به ساحت قدس حضرت بقية الله روحى له الفداء و آباء گرامى اش چنين نقل فرموده اند:

 

ادامه نوشته

عصر ظهور در يک نگاه

در روايات اسلامي چگونگي ظهور آقا امام زمان به صورت بسيار زيبا ترسيم شده است ،در روايات امده است که امام زمان ظهور و انقلاب جهانيش را از شهر مکه مکرمه اغاز مي نمايد ودر مکه هل من ناصرٍ مي طلبد . در روايات اسلامي دشمن شماره يک آقا را شخصي با ويژه گي ومشخصات معين به نام سفياني معرفي کرده است ،برخي از بزرگان سفياني را از نوادگان ابوسفيان منافق مي دانند ولي برخي ديگر در باره او نظرات ديگري داده اند.

ولي با اين وجود همه در شر بودن او اتفاق نظر دارند . در روايات امده است که سفياني به محض اگاهي از ظهور فردي قريشي و علوي به نام مهدي

به مخالفت ومقابله با آقا برمي خيزد اما امام در اين مبارزه تنها نيست زيرا با اغاز ظهور امام فردي از خراسان به نام سيدحسني خراساني که از نسل امام حسن مجتبي ع است با کمک جواني گندم گون وبا ريش کم پشت از ري به نام شعيب بن صالح به کمک آقا امام زمان برمي خيزند.

ادامه نوشته