مقام زن در دین یهود
خداوند بهموسيفرمود بهقوماسرائيلبگويد كههرگاهمردينسبتبهزنشمشكوكشود و گمانبرد كهاو با مرد ديگريهمبستر شدهاست، وليبعلتنبـودنشهـود، دليلـيدر دستنداشتـهباشـد، آنوقتبرايروشنشدنحقيقت، زنخود را پيشكاهنبياورد. در ضمنآنمرد بايد يككيلو آرد جو همبا خود بياورد، وليآنرا با روغنيا كندر مخلوطنكند، چوناين«هديهبدگماني» استو برايتشخيصگناهتقديمميشود..
كاهن، آنزنرا بهحضور خداوند بياورد، و قدريآبمقدسدر كوزهايسفالينبريزد و مقدارياز غبار كفعبادتگاهرا با آنمخلوطكند. سپسمويبافتهسر زنرا باز كند و هديه بدگمانيرا در دستهايشبگذارد تا معلومشود كهآيا بدگمانيشوهرشبجاستيا نه. كاهندر حاليكهكوزهآبتلخلعنترا در دستدارد جلو زنبايستد. آنگاهاز آنزنبخواهد قسمبخورد كهبيگناهاستو بهاو بگويد: «اگر غير از شوهرتمرد ديگريبا تو همبستر نشدهاست، از اثراتاينآبتلخلعنتمبرا شو. ولياگر زنا كردهايو لعنتخداوند درميانقومتگريبانگير تو شود و شكمتمتورمشده، نازا شوي.» و آنزنبگويد: «آري، اينچنينشود.» بعد كاهناينلعنتها را در يكطومار بنويسد و آنها را در آبتلخبشويد. سپسآنآبتلخرا بهزنبدهد تا بنوشد.
سپسكاهنهديهبدگمانيرا از دستزنبگيرد و آنرا در حضور خداوند تكانداده، رويقربانگاهبگذارد. مشتياز آنرا بعنواننمونهرويآتشقربانگاهبسوزاند و بعد، از زنبخواهد آبرا بنوشد. اگر او بهشوهرشخيانتكردهباشد آببر او اثر ميكند و شكمشمتورمشده، نازا ميگردد و در ميانقوماسرائيلمورد لعنتقرار ميگيرد ولياگر او پاكبودهو زنا نكردهباشد، بهاو آسيبينميرسد و ميتواند حاملهشود.
ايناستقانونبدگمانيدرمورد زنيكهشوهرشنسبتبهويبدگمانشدهباشد. همانطور كهگفتهشد در چنينمورديشوهر بايد زنخود را بهحضور خداوند بياورد تا كاهنطيمراسميقضيهرا روشنسازد كهآيا زنبهشوهرشخيانتكردهيا نه. اگر زنمقصر شناختهشود، تاوانگناهشرا پسخواهد داد، اما شوهرشدر اينمورد بيتقصير خواهد بود، زيرا خود زنمسئولگناهشاست.»[1]
ملاحظه می کنید که شهادت زن مورد پذیرش قرار نمی گیرد ودر کل هیچ به حساب می آید و زن متهم محسوب می شود مگر اینکه خلاف آن با یک سلسله اعمال بیهوده ثابت شود.دراینجا زن باید با توصل به کارهای خرافی یک جوری اتهامی را که منشا بد گمانی است از خودش پاک کند. این عمل از نظر منطقی و علمی چطور می تواند ثابت کند که زنی زنا کرده است یا نه؟ اگر زنی از شوهرش حامله بود و شکمش متورم شد، آن وقت زناکار و نفرین شده است؟!!! اینست منشور حمایت از زنان و آزادی زنان از مدعیان دروغین؟
در جائی دیگر از تورات می خوانیم:
و اگر مرديبا دختريازدواجكند و پساز همبستر شدنبا او، ويرا متهمكند كهقبلاز ازدواجبا مرد ديگريروابطجنسيداشتهاستو بگويد: «وقتيبا او ازدواج كردم باكرهنبود.» آنوقتپدر و مادر دختر بايد مدركبكارتاو را نزد ريشسفيدانشهر بياورند. پدرشبايد بهآنها بگويد: «مندخترمرا بهاينمرد دادمتا همسر او باشد، ولياينمرد او را نميخواهد و و بهاو تهمتزده، ادعا ميكند كهدخترمهنگامازدواجباكرهنبودهاست. اما اينمدركثابتميكند كهاو باكرهبودهاست.» سپسبايد پارچهرا جلو ريشسفيدانپهنكنند. ريشسفيدانبايد آنمرد را تنبیه کنند و محكومبهپرداخت
جريمهايمعادلصد مثقالنقرهبكنند، چونبهدروغ، يكباكرهاسرائيليرا متهمساختهاست. اينجريمهبايد بهپدر دختر پرداختشود. آنزن، همسر ويباقيخواهد ماند و مرد هرگز نبايد او را طلاقبدهد. ولياگر اتهاماتمرد حقيقتداشتهوآنزنهنگامازدواجباكرهنبودهاست، ريشسفيدان، دختر را بهدرخانهپدرشببرند و مردانشهر او را سنگسار كنند تا بميرد، چوناو در اسرائيلعملقبيحيانجامدادهاستو در زمانيكهدر خانةپدرشزندگيميكرد، زنا كردهاست. چنينشرارتيبايد از ميانشما پاكگردد.[2]
در این فقره هم زنان مجرم و گناهکارند مگر اینکه عکس آن ثابت شود. در این فقره هم هیچ کاری با خود همسر ندارند یعنی شهادیت و گفته او به درد کسی نمی خورد.نکته جالب اینکه آیا می دانید آن پارچه ای که پدر و مادر دختر برای اثبات بکارت دخترشان و به عنوان مدرک می آورند چیست؟ این ها در تلمود نوشته شده است و در تورات فقط به صورت کلی بیان شده. حالا به نظر شما این پارچه چیست؟ پس از اینکه دختری ازدواج کرد در شب اول باید زن و شوهر در یک اتاق با هم همخوابه شوند. والدین دختر و پسر نیز باید پشت در انتظار بکشند تا عروس و داماد کارشان را تمام کنند. سپس داماد باید دستمال سفیدی را که در شب زفاف آغشته به خون است به عنوان مدرک بکارت به والدین دختر تحویل دهد! این سنت زشت در زمان کوروش توسط یهودیان به ایران آورده شد و میان زرتشتیان و مجوس نیز رایج شد. هنوز هم متاسفانه این سنت زشت در بعضی مناطق ایران باقی است. آیا واقعا اینها دستورات و احکام خداوند هستند؟
اخر عاقبت تجاوز به دختر باکره
و اگر مرديدختر باكرهايرا كهنامزد نباشد بيابد و او را گرفته، با او همبستر شود و گرفتار شوند، آنكهآنمرد كهبا او خوابيدهاستپنجاهمثقالنقرهبهپدر دختر بدهد و آندختر زناو باشد، چونكهاو را ذليلساختهاستو در تماميعمرشنميتواند او را رها كند.[3]
عدالت را ملاحظه می کنید؟ مردی به دختر باکره ای تجاوز می کند. دختر بیگناه هم نمی تواند کاری بکند و تازه باید به همسری آن مرد هم در آید!!! تنها کاری که مرد انجام می دهد این است که 50 مثقال نقره به پدر دختر [و نه خود دختر] بپردازد!!
کتاب مقدس یهودیان درتعیین تکالیف وحقوق زوجین به تمایز جنسیتی قائل بوده ومرد راازآن جهت که مرد است ، مستحق ریاست وسرپرستی برزن می داند . درنگاه تورات ،زن جنس دوم و برآمده ازجسم مرد است وهدف ازخلقت او موانست ومساعدت به او می باشد . درسفر تکوین دراین باره چنین آمده است: وخداوند گفت : « بودن آدم تنها خوب نیست به جهت او یاوری را بسازم که با او باشد »[4]
طبق تعالیم توارت ، وظیفه زن درخانواده ، به فرزندزایی وعلاقه به شوهرمنحصر می شود :« و{خداوند} به زن گفت : ألم وحمل ترا به غایت زیادخواهم گردانید که به زحمت اولادها راخواهی زائید واشتیاق تو به شوهرت خواهد بود واو برتو مسلط خواهد شد»[5]
درتلمود که دومین کتاب یهودیان بعد ازتورات است ، دعایی وجود دارد که جایگاه زن درخانواده ودرنگاه آیین یهود را تبیین می کند . « انسان موظف است که هرروز این سه دعای برکت را بخواند : متبارک است خدایی که مرا یهودی خلق کرد ، که مرا زن نیافرید وکه مرا یک بیسواد وبی معرفت به وجود نیاورد .»[6] درنگاه تلمود ، نقش درخانواده واجتماع بشری ، دراشتغال به امور خانه داری منحصر است وتنها راه کمال زن ، تشویق شوهر و فرزندان به فراگیری تورات است :« زنان به چه وسیله کسب شایستگی وامتیاز می کنند ؟ بوسیله فرستادن فرزندانشان به کنیسه برای فراگرفتن تورا ت، وبه وسیله وادارکردن شوهرانشان به آموختن قوانین الهی درمحضر دانشمندان .»[7]
در دين يهود ازدواج عامل جدائى زن از خانواده است . ربودن دختران و كنيزان نوعى ازدواج محسوب مى شود.
اصل ازدواج بر مبناى خريدن دختر است كه قيمت او به عنوان مهريه پرداخت مى شود. رضايت پدر شرط اصلى ازدواج است . اگر پدر راضى به ازدواج دخترش نباشد، تنها به گرفتن وجه نقد اكتفا مى كند. اجازه ازدواج با اولياى دختر است و پدر ممكن است از گرفتن مهريه صرف نظر كند؛ اگر چه رضايت دختر در نظر گرفته مى شود.
مرد بايد با بيوه برادر متوفاى خود كه فرزند ندارد، ازدواج كند. اولين فرزند زن متعلق به برادر متوفى خواهد بود. اين ازدواج براى حفظ ميراث برادر است . اگر كسى از گرفتن زن برادر خود ابا كند، بزرگان و مشايخ قوم او را نصيحت نموده و اگر قبول نكند، بايد او را رسوا سازند. تعدد زوجات در ميان يهوديان رايج است...............
در ميان يهود، ازدواجها با خويشاوند صورت مى گيرد. ازدواج با بيگانه ممنوع است . زن در خانه مطيع شوهر است و عبادات او نيز منوط به اجازه شوهر مى باشد.
قانون ارث در دين يهود بسيار محدود است . در تورات كمتر سخن از ارث رفته است ، اما در برخى كتب فقهى يهود، از جمله كتب (ابن هاعزر) وراث را اين گونه تقسيم نموده است : در صورت وجود اولاد، تمام تركه به آنان مى رسد؛ پسرها دو برابر دخترها سهم مى برند و اگر همه اولاد دختر يا همه اولاد پسر باشند، بالسويه تقسيم مى شود. دخترهايى كه شوهر كرده اند، ارث نمى برند چون از خانواده جدا شده اند. اگر متوفى فرزندى نداشته باشد، پدرش وارث منحصر بفرد او است و اگر پدر نباشد، برادران متوفى ما ترك را بطور مساوى بين خود تقسيم مى كنند. در صورت نبودن برادران ، برادرزاده ها و با فقدان آنان ، خواهران متوفى ارث مى برند.
پس از اينها، حق تقدم با عمو، عموزاده ، جد پدرى ، عموى پدر و اولاد اوست.
ارث در صورتى به دختر مى رسد كه متوفى فرزند پسر نداشته باشد.[8]
در ايندين، زنبهعنوانموجوديدستدومو زائدهمرد معرفيميشود. توراتزنرا مظهر شهوت، ويرانيو همدممار ميداند. و زنرا در 3 مرحلهبهقهقرا و حقارتمطلقميكشاند.
الف) مرحلهاول: مرد آفريدهشد و در آغاز، در آزمايشخرد ودانشموفقشد.(سفرپيدايش- باب1 آيات26 تا31)
ب) مرحلهدوم:خداوند وقتيكهآدمرا بهخوابيعميقفرو برد زنرا از دندهِاو خلقكرد. (باب2 - آيات7 تا 24)
ج) مرحلهسوم:زننفرينشد. خدا بهزنگفتزحمتتو را افزونميكنيم. زحمتبارداريو زاييدندرد.(باب3 - آيات1 تا 34)
با اينروايتچهچيزيبرايزنميتواند باقيبماند. زندر كجاياينهستيو خلقتقرار ميگيرد. بهراستيزندر برابر مرد چهمنزلتيخواهد داشت. اينهمهحقارتچهدر خلقت، چهدر انجامگناهاوليهكهبانيايجاد يكمصيبتبزرگبرايتماميانسانهاياينعالمشد. عاملهبوطآدم از بهشتو بهرنجافتادنبشريت.و در نهايتمورد لعنو نفرينخداوند.[9]
[1] تورات، سفر اعداد، باب 5، شماره های 11 تا 31
[2] تورات، سفر تثنیه، باب 22، شماره های 13 تا 21
[3] تورات، سفر تثنیه، باب 22، شماره 28 و 29
[4] تکوین ، 2/18
[5] تکوین ، 3 : 16
[6] تلمود / 177
[7] تلمود/178
[8] تاریخ ادیان و مذاهب جهان ج 2 بخش یهود و قانون ازدواج و ارث
[9] هفته نامه گلستان قرآن / سال چهارم / شماره پياپي 154 / دوره جديد / شماره 110 / دوشنبه 6 اسفند ماه 1380