جايگاه فرهنگى پوشش در ميان زنان نجيب ايران‏زمين به گونه‏اى است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامى كه خشايارشاه به ملكه «وشى‏» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايى اندام او را بنگرند، وى امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچى، به حكم دادوران، عنوان «ملكه ايران‏» را از دست داد.[3]

تا جائیکه ویل دورانت در کتاب معروف خود می نویسد:

در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با كمال آزادی و با روی گشاده در ميان مردم آمد و شد می‏كردند.......‏

آنگاه چنين می‏گويد:

پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد زنان فقير چون برای كار

كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادی خود را حفظ كردند ولی در مورد زنان ديگر ‏

گوشه‏نشينی زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگی اجتماعيشان را فرا گرفت ..................‏

‏ زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند . ‏

‏زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائی كه

از ايران باستان بر جای مانده هيچ صورت زن ديده نمی‏شود و نامی از ايشان به نظر نمی‏رسد......

چنانكه ملاحظه می‏فرمائيد حجاب سخت و شديدی در ايران باستان حكمفرما بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می‏شده‏اند. [4]



[1] پوشاك باستانى ايرانيان از كهن‏ترين زمان، ص 17 - 26 و ص‏51، 54، 56

[2] پوشاك زنان ايران، ص 64 -194

[3]  آزادى يا اسارت، ص‏106; تورات، باب استر، آيه 1 .

[4] کتاب مساله حجاب ص 22