قوه شرم و حیا در انسان
قوه شرم و حیا در انسان
چنانكه میدانيم در ميان حيوانات هيچگونه حريمی ميان جنس نر و جنس ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با يكديگر معاشرت میكنند . قاعده اولی طبيعی اين است كه افراد انسان نيز چنين باشند . چه موجبی سبب شده كه ميان جنس زن و مرد حريم و حائلی به صورت پوشيدگی زن يا به صورت ديگر به وجود آيد ؟ اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسی جای چنين سؤالی هست.
درباره حيا و عفاف نيز همين پرسش هست . حيوانات در مسائل جنسی احساس شرم نمیكنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حيا و شرم وجود دارد.
آيا اسلام طرفدار پرده نشينی زن است همچنانكه لغت " حجاب " بر اين معنی دلالت میكند ، يا اسلام طرفدار اين است كه زن در حضور مرد بيگانه بدن خود را بپوشاند بدون آنكه مجبور باشد از اجتماع كنارهگيری كند ؟ و در صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آيا چهره و دو دست تا مچ نيز بايد پوشيده شود يا ماورای چهره و دو دست بايد پوشيده شود اما چهره و دو دست تا مچ پوشيدنش لازم نيست ؟ و در هر حال ، آيا در اسلام مسألهای به نام حريم عفاف " وجود دارد يا نه پرده نشينی " و " محبوسيت " و نه " اختلاط " باشد وجود دارد يا خير
یعنی آیا در اسلام مسأله سومی که نه ؟ و به عبارت دیگر آیا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است یا نه؟[1]
اینها سوالاتی هستند که باید به آنها پاسخ داده شود. انشاءالله تعالی
به نظر ميرسد كه عامل اصلي گرايش انسانها، مخصوصاً زنان، به حجاب و پوشش، تأمين يك نياز فطري و دروني به نام حيا و شرم است.
شرم، يكي از صفات مخصوص انسان است؛ و انسان تنها حيواني است كه اصرار دارد، دست كم، بعضي از اندامهاي خود را بپوشاند. پروفسور اسوالد شوارتز، طبيب و روانشناس اتريشي، در كتاب روانشناسي جنسي دربارهي احساس شرم در انسانها مينويسد:
علاوه بر مردمشناسي، تجزيه و تحليل روانشناسي نيز ثابت ميكند كه احساس شرم، يكي از صفات عمدهي نوع بشر است. هيچ قبيلهي اوليهاي، هر قدر هم بدوي بوده باشد، شناخته نشده است كه از خود، شرم بروز ندهد و بچههاي كوچك نيز شرم دارند. در طي دوران رشد بشر و همچنين در خلال رشد افراد، بر وسعت موضوعاتي كه مورد حمايت شرم قرار ميگيرند افزوده ميشود. حمايت، وظيفهي مخصوصي است كه به عهدهي شرم گذارده شده است. كاملاً معلوم است كه شرم، قبل از همه چيز از اعضاي تناسلي و وظايف آنها حمايت ميكند… ادعاي پيشرفت و مدرنيزم خرقهاي بر تن بيخبري از ارزشهاي اساسي است؛ و شرم، نخستين قرباني اين گمراهي اخلاقي است؛ مثلاً نهضت اعتقاد به لختي، نمونهي وحشتناكي از اين ادعاست.[2]
چارلى كه در آوريل 1889 در لندن به دنيا آمد، يكى از كمدين هاى مشهور جهان است .
در نامه اى به دخترش مى گويد:
برهنگى بيمارى عصر ماست و من پيرم شايد حرفهاى خنده آور مى زنم ، امابه گمان من تن عريان تو بايد مال كسى باشد كه روح عريانش را دوست دارى.[3]
ویل دورانت می گوید: " امروز لباسهای سنگین فشارآور که مانند موانعی بودند از میان رفته اند و دختر امروز خود را با جسارت تمام از دست لباسهای محترمانه ای که مانع حمل بود رهانیده است، دامنهای کوتاه بر همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است و تنها عیبشان این است که قدرت تخیل مردان را ضعیف تر می کند و شاید اگر مردان قوه تخیل نداشته باشند زنان نیز زیبا نباشند! " [4]