جلابيب جمع «جلباب» است و جلباب در كتاب‌هاي لغت معتبر، مثل لسان العرب، صحاح اللغة و معجم الوسيط، به «ملحفه» معنا شده است و ملحفه پوششي گسترده است كه زن خود را در آن مي پيچد.

صاحب قاموس القرآن می نویسد:

جلابيب جمع جلباب و در معنى آن اختلاف هست. راغب آنرا پيراهن و روسرى گفته (قميص و خمار) مجمع البيان در لغت فرموده: روسرى زن كه وقت خروج از منزل سر و صورتش را با آن ميپوشاند. صحاح آنرا ملحفه (چادر مانند) گفته. ابن اثير در نهايه آنرا چادر و رداء معنى كرده و ميگويد: گفته شده مانند چارقد و مانند ملحفه است. در قاموس هست كه آن پيراهن و لباس گشاد كوچكتر از ملحفه يا چيزى است مثل ملحفه كه زن لباسهاى خود را بآن ميپوشاند يا آن ملحفه است.

در نهج البلاغه هست: «سترنى عنكم جلباب الدّين» خطبه 4 جلباب دين مرا از شما مستور كرد و ايضا «من احبّنا اهل البيت فليستعدّ للفقر جلبابا» حكمت: 112 هر كه ما اهل بيت را دوست دارد براى فقر لباسى آماده كند و ايضا ببعضى از عمّالش مينويسد: «فالبس لهم جلبابا من اللّين» نامه: 19 بجت مردم لباسى از نرمى بپوش.

با اين قرائن و آنچه از نهايه و صحاح و قاموس نقل شد ميشود گفت: جلباب ملحفه و لباس بالائى و چادر مانند است نه فقط روسرى و خمار معنى آيه اين است: اى پيغمبر به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو لباسهاى چادر مانند خود را بخود نزديك كنند و خود را با آن جمع و جور كنند و جلباب را طورى از خود دور نگاه ندارند و بدن خود را از آن بيرون نكنند كه پوشيدن آن مانند نپوشيدن باشد. از ماده جلب فقط دو صيغه فوق در قرآن هست[2]

حال بايد بررسي نمود آيا جلباب قرآني كه در بعضي تفاسير از آن به ملحفه تعبير شده است، دو عنصر ذكر شده براي چادرهاي رايج فعلي را دارد يا نه؟ اگر بتوانیم دو عنصر یاد شده را برای

آن اثبات کنیم، می توان ادعا كرد كه جلباب قرآني همانند چادرهاي رايج فعلي بوده است و گرنه

نمی توان چنين ادعايي كرد؛  از اين رو، به بررسي دو مؤلفه ی اندازه و كاركرد جلباب مي‌پردازيم:

الف) اندازه‌ي جلباب: تقريباً همه‌ي كتاب‌هاي لغت در اين كه جلباب پوششي وسيع است اتفاق نظر دارند، ولي ديدگاه‎هاي كتاب‌هاي لغت و تفسير درباره‌ي اندازه‌ي دقيق جلباب متفاوت است. از مجموع كلمات لغويين و مفسرين در مورد اندازه‌ي جلباب، سه ديدگاه قابل اشاره است:

ديدگاه اول: جلباب پوششي فراگير بوده كه از بالاي سر تا پايين پا را مي پوشانده است. اين ديدگاه از كتابهاي لغوي و تفسيري فراوان استفاده مي گردد.

 

ديدگاه دوم: جلباب پوششي بزرگ‌تر از خمار (مقنعه) بوده كه كم‌تر از مقدار ردا، يعني تقريباً تا زانوها را ميپوشانده است. اين ديدگاه از بعضي از كتابهاي لغت، مثل مصباح المنير فيومي استفاده مي شود.

ديدگاه سوم: جلباب همان خمار (مقنعه) است؛ پوششي كه فقط سر و سينه ها را مي پوشانده است. اين ديدگاه از مفردات راغب اصفهاني به دست مي آيد.

 

ما معتقديم شواهد مختلفي وجود دارد كه صحت ديدگاه اول و مخدوش بودن ديدگاه دوم و سوم را ثابت مي كند كه بعضي از آنها عبارت‌اند از:

 

شاهد اول: درباره‌ي پوشش حضرت فاطمه‌ي زهرا(س) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براي دفاع از فدك اين گونه نقل شده است.

 

لاثت  خمارها علي رأسها و اشتملت بجلبابها[3]

يعني فاطمه‌ي زهرا(س) خمار و مقنعه‌ي خويش را بر سر و جلباب، يعني پوششي كه شامل و در بر گيرنده‌ي تمام آن وجود مبارك بود بر تن كردند.

 

از نحوه‌ي پوشش حضرت در قضيه‌ي مذكور دو نكته استفاده مي شود:

نكته‌ي اول: پوشش حضرت در بيرون منزل، همان دو پوشش قرآني مستقل از يكديگر به نام «خمار» و «جلباب» بوده است؛ بر اين اساس، نظر طرفداران ديدگاه سوم، مثل راغب اصفهاني در مفردات كه جلباب را به خمار معني كرده است، مخدوش مي گردد.

 

نكته‌ي دوم: از عبارت «و اشتملت بجلبابها»، به روشني استفاده مي شود كه جلباب، پوششي سرتاسري بوده كه تمام آن وجود مبارك، از سر تا قدم‌ها را فرا مي گرفته است؛ بنابراين، نظرطرف‌داران ديدگاه دوم؛ كه قايل بودند جلباب تقريباً تا زانوها را مي پوشانده است، مخدوش مي گردد.

 

شاهد دوم: از كتاب‌هاي لغوي، مثل مصباح المنير فيومي كه گفته اند: «الجلباب ثوب اوسع من الخمار؛ جلباب پوششي گسترده‌تراز خمار است»، تباين و مستقل بودن «خمار» و «جلباب» به خوبي استفاده مي شود.

 

شاهد سوم: احاديثي همچون حديث نبوي(ص) «و لغير ذي محرم اربعة اثواب: درع و خمار و جلباب و ازار» كه از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل نام برده است نيز، شاهد بطلان ديدگاه سوم است

 شاهد چهارم: زمخشري در تفسير كشاف و آلوسي در تفسير روح المعاني از ابن عباس، صحابي پيامبر اكرم(ص) و شاگرد امام علي(ع) نقل كرده اند كه جلباب پوششي بوده كه از بالا تا پايين بدن را مي پوشانده است؛ كه با اين شاهد بطلان ديدگاه دوم اثبات مي شود.

حاصل اين كه اندازه ي جلباب قرآني به مقداري بوده است كه همانند چادرهاي زمان حاضرازبالاي سر تا پايين پا را مي پوشانده است.

 

ب) كاركرد جلباب: براي فهميدن كاركرد جلباب و كيفيت پوششي آن، لازم است معناي «ادناء» آيه ي «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ» معلوم شود. آلوسي از ابن عباس و قتاده و زمخشري در تفسيركشاف از ابن سيرين نقل كرده اند كه مراد از «يدنين» قرار دادن جلباب در بالاي ابرو و گردن و جمع و جور كردن و قرار دادن گوشه هاي جمع شده‌ي آن در بالاي بيني است، كه معمولاً بانوان متدين و حساس نسبت به رعايت حجاب در مواجهه با نامحرم اين كار را انجام مي دهند. از عبارت ابن عباس، قتاده و ابن سيرين معلوم مي‌شود كه جلباب همانند چادرهاي فعلي، پوششي جلوباز بوده است كه واژه‌ي «يدنين» در آيه‌ي شريفه نيز مؤيد اين مدعاست؛ بنابراين، از نظر كاركرد و كيفيت پوشش نيز جلباب قرآني، شبيه چادرهاي امروزي بوده است.

به رغم اين كه بحث بر سر الفاظ و نام گذاري نيست و مهم اين است كه حقيقت و مصداقي ازپوشش، شبيه چادرهاي فعلي، در صدر اسلام موجود بوده است، ولي با اين همه، خوش‌بختانه در كتاب هاي واژه هاي قرآني و كتاب‌هايي كه درباره‌ي جلباب بحث نموده‌اند، جلباب به چادر معنا شده است و اين مؤيد بسيار خوبي است بر اين كه آنها نيز به دليل اشتراك مؤلفه ها وعناصرجلباب و چادر، همانند ما، از جلباب قرآني معناي چادر را فهميده اند.

ثانياً، گذشته از آنچه كه براي اثبات مشابهت معناي چادر و جلباب گفته شد، چگونه ممكن است كه مراجع تقليد، به عنوان بزرگ‌ترين رهبران ديني اسلام در زمان غيبت، چادر را پوشش مطلوب و بهتر معرفي كنند، ولي در عين حال، گوينده‌ي محترم بدون ارائه‌ي هيچ دليل و مدركي، ادعا نمايد كه چادر هيچ ارتباطي به دين و مذهب ندارد؟

حاصل اين كه، با توجه به مشابهت بسيار نزديك جلباب قرآني با چادر، از نظر اندازه و كاركرد، مي‌توان ادعا كرد كه چادر ارتباط وثيقي با دين اسلام و قرآن دارد؛ و بدين ترتيب ادعاي اول كه چادر ارتباطي با دين و مذهب ندارد ابطال مي‌گردد.[4]



[1] احزاب / 59

[2] قاموس قرآن، ج‏2، ص: 42

[3] طبرسي، الاحتجاج، ج 1، ص 98

[4] حجاب شناسی تالیف حسین مهدی زاد فصل دوم